سال و محل تولد


من در تیرماه سال ۱۳۷۲ در تهران متولد شدم چهار سال بعد از تک فرزند خانواده، خواهرم. در روزی که از آن خوشم می‌آمد و آن را به نوعی عدد شانس می‌دانستم. حتی در مقطع ابتدایی هم این بخت با من یار بود و غالباً شماره دانش‌آموزی من همان عدد روز تولدم بود. من در ۱۳ تیر به دنیا آمدم.

تا مقطع دوم دبیرستان در تهران درس خواندم و پس از آن به شهر بندر انزلی نقل مکان کردیم.

رشتهٔ تحصیلی


در طول تحصیل رشتهٔ من ریاضی فیزیک بود و پس از‌ آن در دانشگاه رشتهٔ مهندسی عمران آب را انتخاب کردم. البته ناگفته نماند که تا زمان انتخاب رشته اصلاً نمی‌دانستم رشته چیست! و چه رشته‌ای را باید برای دانشگاه انتخاب کنم. به نوعی تنها برای رفع مسئولیت یک رشته‌ای طبق پیشنهادات اطرافیان انتخاب کردم و تا مقطع کارشناسی آن را ادامه دادم.

علاقه‌مندی‌ها و فعالیت‌ها


از کودکی به رایانه و تکنولوژی علاقهٔ خاصی داشتم و هیچ‌چیز در زندگی باعث نشد تا این علاقه را کنار بگذارم و هنوز هم دنباله‌روی آن‌ها هستم. علاقه‌ام به اینترنت و دنیای مجازی باعث شد تا اکثر فعالیت‌های من در این بستر شکل بگیرد. از آموزش‌ها، مطالعات و دوستی‌ها گرفته تا راه‌اندازی کسب و کار و هر‌چه که اکنون هستم.

همیشه به نوعی در شبکه‌های اجتماعی فعالیت داشتم. تغییرات اساسی زندگی من در زمان اینستاگرام شروع شد. اینستاگرام من را یک تولید کنندهٔ محتوا کرد. یک نویسنده، یک ویدیو ساز، یک خوش‌خط (البته به گفتهٔ دیگران) و حتی به لطف تجاربی که به دست آورده بودم یک مشاور.

شروع نویسندگی


با توجه به علاقه‌ام به کشف مردم و افکار شکل‌گرفته در سرشان به خودم عنوان نویسندهٔ اجتماعی را چسباندم و سعی کردم از مردم و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم بنویسم.

در کنار همهٔ این مسائل توانستم سه جلد کتاب به چاپ برسانم. کتاب اول‌ام در مورد زندگی و یک سری از قوانین برای داشتن یک زندگی بهتر بود که «۲۹ قانونی که…» نام گرفت. کتاب دوم و سوم‌ام حاصل جملاتی شدند که به ذهن‌ام می‌رسید و در اینستاگرام‌ام منتشر می‌کردم. این کتا‌ب‌ها که دنبالهٔ یکدیگر بودند «خط خطی های بی وزن» و «خط خطی های بی رنگ» نام گرفتند.

افتخارات


در کنار این کتاب‌ها در سال ۱۳۹۸ که ویروس کرونا شیوع پیدا کرد در یک مسابقهٔ داستان‌نویسی شرکت کردم و بعد از برد در مسابقه، داستان من در کتابی به نام «قرنطینه ۱۳۹۸» در کنار داستان‌های سایر برندگان مسابقه درج شد.

یک بار هم در مسابقه‌ٔ دیگری که آن هم مربوط به تصویری سازی در خصوص کرونا بود شرکت کردم و توانستم به واسطهٔ یک ویدیوی یک دقیقه‌ای که ارائه داده بودم رتبه‌ٔ سوم مشترک جشنواره را کسب کنم و لوح و تقدیرنامه‌ای از این بابت دریافت کنم.

و یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی من، پخش شدن یکی از کلیپ‌های‌ام در سطح اینترنت بود. در واقع اولین کلیپی که ساخته بودم. آنکه را بزرگ کنی…

از این‌جا به بعد


از این‌جا به بعد سفت و سخت به اهداف و مسیری که پیش رو دارم چسبیدم تا بتوانم افتخارات بیش‌تری بیافرینم. البته نه برای دیگران، بلکه برای خودم.