زن بگیرد درست میشود. شوهر کند درست میشود.
آنقدر این جمله را شنیدهایم که ارزشاش را دارد تا از آن به عنوان ضربالمثل یاد کنیم ولی ضربالمثل تفاوت عظیمی با این جمله دارد، آن هم این است که ضربالمثل به مرور و در اکثر مواقع صحت خود را تایید میکند ولی این جمله خیر!
تاریخ بشریت تا به حال به خودش ندیده است که ذاتی کج بعد از ازدواج به ذاتی راست بدل شود (البته به جز چند مورد استثنایی که آن هم آنقدر کم است میتوان به راحتی از آنها فاکتور گرفت!).
از زمانهای گذشته تا کنون مردم ازدواج را نوعی امامزاده تصور میکردند که کور را بینا میکند، علیل و ذلیل را شفا میدهد و راه کج رفته را به راست هدایت میکند. یک لحظه با خودمان فکر کنیم! تا به حال چند نفر به این امامزاده رفتهاند و شفا یافتهاند؟ تا به حال چند ذات خراب پا به آن گذاشتهاند و نیکوسرشت از آن بیرون آمدهاند؟ خندهدار است! ازدواج کورهٔ ذوب آهن نیست که هر آهنی را با هر شکلی در آن فرو کنی، پخته شود و هر طوری که میخواهی به آن شکل دهی! قبول دارم، ازدواج میتواند بستر خوبی برای رشد و شکوفایی باشد، بستر خوبی برای پروانه شدن! البته اگر کرم ابریشم باشی نه یک کرم کدو!
ازدواج میتواند بستری باشد برای رشد دو نفر. بستری که انرژیهای طرفین را در یک کالبد خلاصه میکند. همانند چسب دو قُلو! چسبی که هر قُل آن به تنهایی اثری ندارد ولی توان بهتر شدن را دارد و زمانی که دو قُل با هم ترکیب میشوند به یکی از قویترین چسبهای جهان تبدیل میشوند. حال فکر کنید یک سیب سرخ سالم را با یک سیب خراب همبستر کنیم! ترکیب این دو چه میشود؟ آیا معجزهای رخ میدهد؟ آیا سیب سالم توان بهبود شرایط سیب خراب را دارد؟ یا آن سیب سالم هم به لطف سیب خراب، خراب میشود؟ میبینید؟ ازدواج همانقدر که میتواند پلهٔ پرتابی باشد، میتواند درهٔ سقوطی هم باشد! تنها اگر و اگر ندانی دلیل وصلت کردن در چیست!
ازدواج امامزاده نیست! ازدواج معجزه نمیکند! اگر شخصی به تنهایی نتواند زندگیاش را احیا کند، ازدواج هیچ کمکی نخواهد کرد جز کمک در بدبختتر کردناش!
خواهشاً به امید بهبود شرایطتان پا به ازدواج نگذارید!/پایان