یادش به خیر، زمانی بین سوپر‌مارکت‌ها شیر یارانه‌ای (شیر کیسه‌ای) پخش می‌کردند، یک یا دو روز در هفته، اگر هم اشتباه نکنم یک‌شنبه و سه شنبه‌ها بود. آن روز باید زودتر به مغازهِ محل می‌رفتیم تا مبادا شیر تمام شود و به ما نرسد، اگر هم آشنا بودیم با یک تماس تلفنی درخواست می‌کردیم تا سهم‌مان را کنار بگذارند.
تا جایی که یادم است ساعت آمدن خودرو‌های حمل شیر بر طبق روال بود گاهی هم زودتر از صاحبِ مغازه ساعت دقیق‌اش را می‌پرسیدیم، مثلاً وقتی می‌دانستیم ساعت ده و نیم صبح می‌آید سعی می‌کردیم همان ساعت یا با ده الی پانزده دقیقه تاخیر خودمان رو به آن‌جا برسانیم. اگر اشتباه نکنم در دورانِ ما قیمت یک شیر کیسه‌ای بیست و پنج تومان بود و رفته رفته قیمت آن افزایش یافت.

پنج الی شش سالم بود با همان لباس‌های خانه (شلوارک و رکابی) به انضمام یک دمپایی انگشتی دوان دوان برای خرید شیر کیسه‌ای که روز و ساعت‌اش نوعی عادت شده بود رفتم. در آن زمان شیر کیسه‌ای صد و بیست و پنج تومان بود، همیشه دو عدد شیر می‌گرفتیم (این تعداد سهمیه هر خانواده بود) و در جمع قیمت آن‌ها دویست‌و‌پنجاه تومان می‌شد. من هم طبق معمول دویست‌و‌پنجاه تومان را گذاشتم بر روی دخل و شیر‌ها را برداشتم که صاحب مغازه گفت بیست و پنج تومان گران شده است، در واقع من باید پنجاه تومان اضافه‌تر پرداخت می‌کردم، درجا بدون درنگ گفتم نمی‌خواهم شیر‌ها را گذاشتم و پولم را پس گرفتم و برگشتم به خانه، مادرم که علتِ نخریدن شیر‌ها را فهمید پول بیشتری به من داد تا برای خرید مجدد شیر‌ها بروم.

سال‌ها گذشت، در سن کنونی دکتر برایم قرص خارجی تجویز کرده بود که با قیمت هفتاد و یک هزار تومان بدون بیمه می‌خریدم، سومین بار بود در طول مدت مصرف برای خرید قرص به داروخانه می‌رفتم، موقع سفارش دارو دکتر داروخانه کمی مکث کرد و گفت فلان قرص گران شده است، صد و ده هزار تومان شده است، بدهم؟ من که انتخاب دیگری نداشتم ناچار به خریدش شدم، خدا را شکر نمونه ایرانی قابل استفاده‌ای هم نداشت! قرص را گرفتم و طق روال مصرف کردم. آخرای قوطی که رسید (تقریباً بیست روز) خودم را برای خرید مجدد قرص با قیمت صد و ده هزار تومان آماده کرده بودم، به داروخانه رفتم تا قرص را بگیرم، قابل شما را ندارد شده صد و چهل هزار تومان! خوشحال شدم خدا را شکر، فقط سی هزار تومان گران شده است و دو برابر نشده است. با خوشحالی بیرون آمدم و به مسیرم ادامه دادم. کمی که گذشت متوجه شدم قیمت قرص تنها در طول پنج ماه نزدیک به دو برابر شده است! تازه به خودم آمدم! بعید نیست دفعه بعد با قیمت جدید‌تری مواجه شوم آن موقع چه واکنشی خواهم داشت؟ باز هم خواهم خرید؟

یاد دوران کودکی‌ام افتادم، دورانی که به خاطر بیست و پنج تومان گران‌تر از خرید محصول صرف نظر می‌کردم و زمان حالی که به راحتی با قیمتی دو برابر کنار می‌آیم. مشکل از کجاست؟ این روز‌ها تقریبا حال و هوای همه ما یکسان است. پول‌ها بی ارزش شده‌اند که بی‌تفاوت از کنار گرانی و نوسانات قیمت می‌گذریم یا مشکلات اطراف‌مان آنقدر زیاد شده‌اند که خودمان را خسته این چنین مسائلی نمی‌کنیم و سعی می‌کنیم با امواج متلاطم رودخانه پیش‌برویم.

0 0 امتیاز
امتیاز
اشتراک
اطلاع برای
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
نظرتو در مورد این مطلب بگو :)x
()
x