فکر نمی‌کنم شخصی با واژه برده و یا عمل برده‌داری غریبه باشد. برده در لغت به معنا بنده، غلام و برده کردن به معنای در بندِ بندگی و اسیر کردن است. در زمان‌های بسیار قدیم، در تاریخ کهن وجود برده و برده‌داری عملی بسیار رایج و فراوان بود ولی در آن زمان نیز افراد بسیاری با چنین رفتار و اعمالی مخالف بودند و به مرور دین و مذهب برده‌داری کنار گذاشته شد.

اگر کمی از این قضایا و داستان‌های پیرامون آن فاصله بگیریم و نگاهی متفاوت‌تر به این موضوع‌ داشته باشیم برده‌داری عمل ناشایستی به حساب نمی‌‌آید، فقط کافیست کمی بهتر و دقیق‌تر به دنیای خود و روابط امروزی نگاه کنیم، برده‌داری عملی نهادینه شده در خلق و خو افراد این خاک پهناور است. هنگامی که با شخصی مطابق با امیال خود رفتار می‌کنیم، هنگامی که تقاضا داریم دیگران هم‌راستا با افکار و تصورات ما قدم بردارند چگونه برده‌داری را پدیده‌ای فراموش شده می‌پنداریم؟ در جامعه‌ و دورانی که هر شخص صرفاً تو را برای حال خوبش نیاز دارد، در دایره‌ای که معدود افکار و حرکاتی مجاز به انجام است چگونه می‌توان برده بودن را فراموش کرد؟

اگر انتظار داری شخصی برای تو قدمی بردارد و تو متقابلاً برای او هیچ قدمی برنداری آن شخص برده تو به حساب می‌آید، اگر به افراد موجود در زندگی‌ات به چشم یک جعبه ابزار نگاه می‌کنی پس قطعاً روحت در همان دوران برده و برده‌داری حبس شده است.

از این لحظه به بعد به خودت، به زندگی‌ات و به افراد موجود در زندگی‌ات خوب نگاه کن این افراد چه نقشی در زندگی‌ات دارند آیا تو بیشتر از یک برده با آن‌ها رفتار می‌کنی یا همانند یک برده از آن‌ها انتظار داری؟ تو خودت چه نقشی در زندگی دیگران داری آیا همانند یک برده با تو رفتار می‌کنند؟

دیدگاه‌تان را بنویسید

avatar
  اشتراک  
اطلاع برای