همیشه تعداد سربازان، نوع و میزان تجهیزات نظامی یک کشور باعث حاکمیت و پیروزی در یک جنگ نمی‌شود. مهمترین عامل برای پیروز شدن، اتحاد و همدلی بین نیرو‌های نظامی، نیرو‌های غیرنظامی و افراد عادی آن کشور است. سربازانی که به اجبار به میدان نبرد اعزام می‌شوند، مردمانی که با ترس و وحشت، خانه به دوش به این سو و آن سو می‌روند قطعاً جو را متشنج و ناآرام‌تر می‌کنند.

سربازی که دل و جانش به همراه این نبرد نباشد گویی که وجودش متعلق به کشورش نیست و به دنبال فرصتی فرار را به قرار ترجیح می‌دهد. مردمانی که تک به تک شهر‌های جنگ زده را ترک می‌کنند گویی خط به خط سنگر را ترک می‌کنند. سرباز اگر دلش به هم‌نبرد در حال فرارش خوش نباشد، اگر دل‌گرم حمایت مردم در حال کوچ کشورش نباشد قطعاً دلش را به گلوله‌های داغ دشمن خوش خواهد کرد. اینگونه یک کشور با وجود شمار زیادی سرباز و تجهیزات نظامی در یک جنگ شکست می‌خورد.

زندگی روزمره ما نیز مشابه با میدان نبرد است. زمانی که در درون ما صلح و آرامش برقرار نباشد هر رخدادی حاکمیت آن را به دست خواهد گرفت. کوچک‌ترین اتفاقات زندگی ما را پریشان خواهند کرد و حال پریشان نیز پذیرای شمار کثیری از مشکلات خواهد بود. اگر از درون محکم و استوار نباشیم در مقابل کوچکترین مشکلی از بیرون خرد خواهیم شد.

سعی کنیم قبل از آنکه عازم نبرد شویم در ابتدا تکلیف خود را با نیروهای خودی روشن کنیم، مشکلات درونی خود را یک به یک بررسی و حل نماییم. لازم است در ابتدا در جنگ داخلی پیروز شویم سپس به حضور در جامعه بپردازیم. اگر تمام وجودت تو را همراهی کند بی‌شک بر تمام مشکلاتت غلبه خواهی کرد.

دیدگاه‌تان را بنویسید

avatar
  اشتراک  
اطلاع برای