همیشه غذا‌ها در منو رستوران‌ها جذاب‌تر به نظر می‌رسند، همیشه محصولات در تیزر‌های تبلیغاتی کارآمدتر و مفید‌تر به نظر می‌رسند، همیشه لباس‌ها از پشت ویترین شکیل‌تر و خوش فرم‌تر به نظر می‌رسند. بسیاری از چیز‌ها از نمای دور جذابیت بیشتری دارند اما وقتی کمی نزدیک‌تر می‌شوند، وقتی طعم‌شان را می‌چشیم و وقتی تن‌مان می‌کنیم طور دیگر نمایان می‌شوند. یک اسم عجیب و غریب، خلق یک رنگ بندی خاص و عکس‌برداری حرفه‌ای تصورات را به نحو احسنت در ذهن‌مان ایجاد می‌کنند.⁣

– (چه رنگ و ظاهر خوشگلی داره!) آقا این چیه؟⁣
+ آووکادو⁣
– یک کیلو میخواستم.⁣
+ اینارو دونه‌‌ای می‌برنا⁣
– شما یک کیلو بدید به من⁣
+ باشه! بفرمایید⁣
– چقدر شد؟⁣
+ دویست و بیست هزار تومان⁣
– (اوه چه گرون!) بفرمایید⁣

مسیر خانه را با حس خوبِ خرید چنین میوه جذاب و گران قیمتی به سرعت طی می‌کند. وقتی به خانه می‌رسد به سرعت یک برش از آووکادو می‌زند تا طعم فوق‌العاده‌اش را بچشد.⁣

– عُق. چه طعم مزخرفی! حالا با این همه آووکادو چیکار کنم من؟ چه غلطی کردم این همه خریدم!⁣

چشم دوختن و دل بستن به ظاهر جذاب و فریبنده چیزی همیشه منفعت ما را در پی نخواهد داشت، گاهی نداشتن تجربه، این چنین برای ما گران تمام می‌شود. اشیاء، موجودات و افراد پیرامون ما ترجیح می‌دهند ظاهر جذاب و شکیل‌تری نسبت به درون‌شان داشته باشند. این ما هستیم که تصمیم می‌گیریم گول ظاهر آن‌ها را بخوریم یا با کمی صبر و حوصله از اصل ماجرا خبر دار شویم!⁣ سعی کنیم قبل از آنکه ظاهری را ملاک قرار دهیم کمی هم در جریان معنویات آن قرار بگیریم. هندوانه را به شرط چاقو خریدار باشیم و برای ورود به رابطه‌ها ابتدا چند قدمی با یکدیگر گام بر داریم سپس برای رابطه‌مان عنوان تعیین کنیم. شاید زندگی بهتری برای‌مان فراهم شود.⁣

دیدگاه‌تان را بنویسید

avatar
  اشتراک  
اطلاع برای