گاهی اوقات برای انجام کاری به دنبال یک زمان مناسب می‌گردیم، در حال حاضر بنده در چنین شرایطی قرار گرفته‌ام، خیلی وقت است انجام کاری را در فهرست اولویت‌هایم قراره داده‌‌ام و به دنبال زمانی مناسب برای اجرای آن می‌گردم ولی نمی‌دانم این زمان مناسب کی فرا می‌رسد! این بهانه تراشی برای زمان مناسب ناشی از چه چیزی است؟ تن‌پروری؟ کمبودِ وقت؟ بی‌اراده بودن؟ آیا اصلاً این زمانِ مناسب فرا می‌رسد؟
به عبارتی دیگر، زمانِ مناسب همان شنبه معروفِ خودمان است، برای انجام هر کاری دست به دامنِ شنبه می‌شویم، منتظر می‌مانیم شنبه بیاید تا دست به کار شویم! فرقی نمی‌کند در کدام یک از روز‌های هفته قرار داشته باشیم، دوشنبه، پنج شنبه یا حتی خودِ شنبه. شنبه را نمادی برای شروع کارهای‌ِمان در نظر گرفته‌ایم.

زمانی که تشنه‌ایم، زمانی که به هوای تازه نیاز داریم و حتی زمانی که دلتنگ شخصی می‌شویم در اولین فرصت دست به عمل می‌شویم تا نیازمان را برطرف کنیم. هدف چه چیزی کمتر از نیاز‌های روزانه ما دارد که برای رفع آن‌ها ثانیه‌ای معطل نمی‌کنیم ولی برای رسیدن به هدف‌های‌مان آن‌ها را به آینده موکول می‌کنیم. اگر تمایل به انجامِ کاری داشته باشی بی شک در اسرع وقت به سراغ آن می‌روی.

گاهی باید بخش عظیمی از این افکارات کهنه را تعویض نمود، اغلبِ اوقات انجام کاری نیاز به زمانِ مناسب ندارد. مشکلِ اصلی از کجا نشئت می‌گیرد؟ از شنبه‌ها؟ یا از ذهن‌های‌ِمان؟ ذهنی که ایجاد فواصل برایش امری عادی تلقی می‌شود. اگر تصمیم گرفتی کاری را انجام دهی انجامش بده، شنبه‌ای که تو تصور می‌کنی گاهی نخواهد رسید.

0 0 امتیاز
امتیاز
اشتراک
اطلاع برای
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
نظرتو در مورد این مطلب بگو :)x
()
x