آرشیو دسته بندی: قوانین زندگی

قانون شماره ۳۵: مرد که نمی‌رقصد!

رقصیدن مرد و زن نمی‌شناسند ولی سبک رقصیدنی که برای یک زن در ذهن داریم زمین تا آسمان با سبک رقصیدنی که برای یک مرد در ذهن داریم فرق می‌کند. به صورت کلی تحرک و لرزش بدن در رقص زن‌ها بسیار بیش‌تر از رقص مردان است. کمی عروسی‌ها و دورهمی‌ها را تجسم کنیم. یک مرد […]

قانون شماره ۳۴: کارت که تمام شد، یک هفته بمان!

پس از سپری کردن روزها و گذر از خیلی از مسائل، احتمالاً خَرِ ما هم دیگر از پل عبور کرده است. این‌جا دقیقا همان نقطه‌ای است که دیگر به طرف‌مان نیازی نداریم! این‌جا همان نقطه‌ای است که رابطه را یک‌طرفه تمام می‌کنیم. تو را به خیر و ما را به سلامتِ یک‌طرفه (البته اگر خیری […]

قانون شماره ۳۳: از آدمی که تنها به یک صراط مستقیم است، بترسید!

از آدمی که تنها یک کتاب در تمام عمرش خوانده است آدمی که تنها از یک مرجع تقلید پیروی می‌کند آدمی که تنها یک خبرگزاری را تماشا می‌کند آدمی که تنها یک نشریه را می‌خواند آدمی که تنها یک باور در سر دارد آدمی که تنها یک مذهب را قبول دارد آدمی که تنها گوش‌اش […]

قانون شماره ۳۲: طلاق نگیر!

زمان قدیم واژهٔ طلاق بار معنایی مشابه با واژه س** داشت. یعنی اگر کلمهٔ طلاق را به زبان‌تان می آوردید همانند کلمه س** همان قدر وقیح و زننده بود. کلمهٔ طلاق هرچه‌قدر کریه بود عمل آن یعنی طلاق گرفتن یک‌صدبرابر کریه‌تر بود. به نوعی اگر از کسی می‌شنیدید که فلانی طلاق گرفته است حکم آن […]

قانون شماره ۳۱: لطفاً با لهجهٔ تهرانی صحبت کن!

همیشه سعی کرده‌ایم فارسی صحبت کنیم. البته چون در ایران زندگی می‌کنیم باید هم فارسی صحبت کنیم. منظور من لهجهٔ فارسی بود. البته لهجهٔ فارسی هم نه، لهجهٔ تهرانی در اصل! در واقع حرف زدن به زبان فارسی با لهجهٔ تهرانی. نمی‌دانم چرا و چگونه لهجهٔ تهرانی شد لهجهٔ رسمی و واحد فارسی‌زبانان! همین‌قدر می‌دانم […]

قانون شماره 30: مثل یک مرغ زندگی کن

⁣عقابی بالای کوهی سه تخم گذاشته بود. روزی از روز‌ها یکی از این تخم‌ها به دلیل طوفان شدیدی که وجود داشت از لانه عقاب خارج شده و به سمت دامنه کوه قِل می‌خورد. این قِل خوردن ادامه می‌یابد تا این تخم به مزرعه‌ای وارد شده و پیش پای مرغ فربه‌ای متوقف می‌شود. مرغ سری می‌چرخاند […]

قانون شماره 29: لباس رنگی نپوش

همیشه زیبایی در سادگی‌ معنا می‌شود، در رنگ و طرح‌های ساده، در حالات پیش فرض و پیش پا افتاده!⁣ ما همیشه پوشیدن لباس‌های رنگ تیره را به رنگ‌های روشن ترجیح می‌دهیم. رنگ‌های مشکی، طوسی، نوک مدادی و هر نوع رنگ دیگری از باب تیره‌اش انتخاب اکثر ما برای پوشش است. رنگ و رویی که کمتر […]

قانون شماره 28: قلبت را دم دست بگذار

گاهی تمام هَم و غَمِ آدم‌ها دستیابی به چیزی است که حتی نحوه استفاده و نگهداری از آن را نمی‌دانند. آن‌ها دیوانه‌وار تلاش می‌کنند تا انتهای هر داستانی را بر ملا سازند. با شور و اشتیاقِ فراوان در پی شکست دادن غولِ مرحله آخر، بازی‌های مختلفی را شروع می‌کنند، ماموریت‌شان که تمام شد به سراغ […]

قانون شماره 27: از اولین تجربه دیگران بترس

مواد مخدر همیشه اعتیاد آور نیست، در واقع هر انسانی به آن‌ اعتیاد پیدا نمی‌کند. شخص با توجه به دیده‌ها، شنیده‌ها و تصورات به سمت مواد مخدر می‌رود اگر این مواد در حد یا فراتر از تصوراتش ظاهر شود فرد احساس رضایت می‌کند و مصرف مواد را در فهرست عناوین مورد نیاز زندگی‌اش قرار می‌دهد. […]

قانون شماره 26: گدا باش

یک تکه مقوا یا موکت متناسب با ابعاد نشیمن‌گاهِ‌تان تهیه کنید، به یکی از پر تردد‌ترین خیابان یا محله‌هایِ شهرتان بروید، شلوغ‌ترین قسمت یک پیاده‌رو را برای نشستن انتخاب کنید، یک کاسه، کلاه یا پارچه‌ای را در مقابلِ‌تان پهن نمایید سپس دستانِ‌تان را برای کمک به سمت عابرین دراز نمایید. از افرادی که رد می‌شوند […]