ظاهربین بودن، خوب یا بد؟ اجازه دهید با یک مثال شروع کنیم. وقتی قصد خرید یک گوشی موبایل را دارید بیشتر به شکل و شمایل آن دقت میکنید یا به سخت افزارش؟ دوربیناش؟ سیستم عاملاش؟ قدرت و سرعتاش؟ کیفیت پخش موسیقیاش؟ برای خرید یک لباس چطور؟ جنس مهمتر است یا ظاهرش؟ برای یک رستوران و یک وعده غذایی چطور؟ کیفیت غذا یا ظاهرش؟ برای خرید یک خودرو چطور؟
جواب این سوالها کاملاً مشخص است. ۵۰ الی ۸۰ درصد از هر چیزی به باطناش متکی است. یعنی ظاهر در صورتی اهمیت دارد که درون هم مانند آن زیبا باشد. اکثر افراد هم قطعاً به ساختار و درون اشیاء اهمیت بیشتری میدهند ولی در مورد افراد و همنوعانشان این دقت و ظرافت را به خرج نمیدهند و راحت طلبی و زودباوری را ترجیح میدهند.
اگر امروز از شخصی در مورد فلان شخص چیزی بشنود، درجا باور میکند، اگر بگویند فلان شخص دزد است درجا باور میکند، اگر امروز ببیند شخصی به خاطر نان شباش کاری کرده است بی درنگ سرشت و ذات طرف مقابل را به زیر سوال میبرد. برای زندگی افراد هیچ گونه دقتی به خرج نمیدهد، در مورد صحت این رفتار پرس و جو نمیکند، هر چیزی را ببیند و بشنود قبول میکند ولی برای خرید یک لپ تاپ، یک تلفن همراه، یک ماشین و یک خانه از هزاران نفر پرس و جو میکند، در هزاران سایت هزاران مقاله میخواند که مبادا انتخاب بدی داشته باشد ولی چرا در مقابل همنوعاش به شکلی دیگر عمل میکند مشخص نیست!
لطفاً از دور به قضایا نگاه نکنیم و زودباور نباشیم، کمی در بحر داستان زندگی افراد برویم، چشم و گوشهایمان را برای دیدن و شنیدن بهتر باز کنیم. علت هر اتفاقی را خشک و خالی نپذیریم سعی کنیم خودمان را جای دیگران بگذاریم این افراد همه همنوعان ما هستند. یاد بگیریم ظاهربین نباشیم.