در زندگی چشم و گوشمان همیشه به دنبال افراد بزرگ و موفق است، افرادی که زندگی و جایگاه بهتری نسبت به ما دارند، به قدمها و الگوی زندگیشان نگاه میکنیم تا شاید به واسطه پیروی کردن از آنها زندگی بهتری نصیبمان شود. در رشتههای ورزشی یک مربی چنین نقشی دارد، شخصی که سالیان سال گرما و سرما مشکلات را چشیده و میتوان با استفاده از تجربههای اندوختهاش مسیر بهتری را در آن رشته طی کرد.
وجود یک مربی تنها به رشتههای ورزشی محدود نمیشود و در هر زمینه و مسیری یک فرد پرتجربه میتواند الگوی ما قرار گیرد. در دنیایی زندگی میکنیم که پیرامون ما را مربیها و افراد تجربهدار بسیاری احاطه کردهاند ولی به دلایل خاصی از آنها بهرهای نمیبریم. افرادی که نسلشان با نسل ما فرق دارد، افرادی که به ظاهر اختلاف نظر فراوانی با ما دارند، افرادی که پیرمرد و پیرزن خطابشان میکنیم، افرادی که کمتر کسی حوصله و صبر تحمل کردنشان را دارد.
فرق آنها با ما در چیست؟ به غیر از آنکه در همان دنیایی زندگی کردهاند که ما اکنون در آن زندگی میکنیم؟ به غیر از آنکه با پیچ و خمهای این دنیا بیشتر از ما دست و پنجه نرم کردهاند؟ به غیر از آنکه پیراهنهای بیشتری نسبت به ما پاره کردهاند؟ از هر زاویهای نگاه کنیم تجربه و آموختههایشان از ما بسیار بیشتر است ولی با بیمیلی تمام اگر سر صحبتی را با ما باز کنند بیمقدمه به آن خاتمه میدهیم.
مسیری که اکنون در حال طی کردن آن هستیم آنها سال ها قبل طی کردهاند، فراز و نشیب و بحرانهای فراوانی را تجربه کردهاند و کوله بارشان به میزانی وزن دارد که بتوانیم از آنها برای باقی راه خود استفاده کنیم. سعی کنیم گاهی پای صحبت افراد سندار بنشینیم، با حوصله و دقتِ تمام به ریز و درشت حرفهایشان گوش دهیم قطعاً اطلاعات مفیدی در میان آنها یافت میشود. شاید عصر ما با عصر آنها تفاوتهای زیادی داشته باشد ولی صورت مسئله یکسانی داریم.