اگر روزی قصد کشتن شخصی را داشتی خواهشاً به او از قصد و غایتات چیزی نگو نگذار از این عملات هیچ بویی ببرد اجازه نده ترس به دلاش سرازیر شود مردن حس بدی دارد! قطعاً ترس از مردن، او را قبل از مرگ، هزاران بار خواهد کشت نگذار این دنیا را در شرایط بدی ترک […]
آرشیو نویسنده: محمد حسینی
زمان قدیم واژهٔ طلاق بار معنایی مشابه با واژه س** داشت. یعنی اگر کلمهٔ طلاق را به زبانتان می آوردید همانند کلمه س** همان قدر وقیح و زننده بود. کلمهٔ طلاق هرچهقدر کریه بود عمل آن یعنی طلاق گرفتن یکصدبرابر کریهتر بود. به نوعی اگر از کسی میشنیدید که فلانی طلاق گرفته است حکم آن […]
همیشه سعی کردهایم فارسی صحبت کنیم. البته چون در ایران زندگی میکنیم باید هم فارسی صحبت کنیم. منظور من لهجهٔ فارسی بود. البته لهجهٔ فارسی هم نه، لهجهٔ تهرانی در اصل! در واقع حرف زدن به زبان فارسی با لهجهٔ تهرانی. نمیدانم چرا و چگونه لهجهٔ تهرانی شد لهجهٔ رسمی و واحد فارسیزبانان! همینقدر میدانم […]
قد بلندی نداشت، البته قد کوتاهی هم نداشت، نسبت به سن و سالاش متناسب به نظر میرسید. اصلاً یک زنِ پیر -شاید هم میانسال- قد به چه کارش میآید؟ آن هم زنی به زشتی او! یک زن چاق! آن هم نه یک چاق معمولی، چاقی که پلهپله بودن چربیهای شکماش حتی از روی لباس هم […]
کسی از ما یاد نکرد! نه بهعنوان یک سرباز، نه بهعنوان یک دکتر، نه بهعنوان یک پرستار و نه حتی بهعنوان کسی که از زندگیاش میگذرد. مگر چه چیز ما از کادر درمان کمتر بود؟ چه تفاوتی میان ما و سرباز لب مرز بود؟ اسحله در دست نداشتیم؟ ماسکزده و دستکش بهدست به خلقالله خدمت […]
تب، سرفه و تنگی نفس! ویروس کرونا تنها در این سه مورد خلاصه نمیشود. خیلی از افراد با رویت چنین علائمی، به وجود ویروس کرونا در بدن خود شک میکنند و در اکثر مواقع راهی مراکز درمانی میشوند تا طبق نظر پزشک در مراحل بررسی و درمان قرار بگیرند. در همین مدت ممکن است افراد […]
دقیق نمیدانم! هفت یا هشت سالام بود که برای اولین بار مادرم را دیدم. تا آن زمان، زحمت بزرگ کردن من به دوش زن دیگری بود، زنی که مرا زاییده بود. زنی که تنها ماموریتاش تحویل دادن من به این دنیا بود. تا آن زمان طعم مادر داشتن را نچشیده بودم؛ البته سنِ اندک من […]
اکثر افراد شیرین بودن یک شخص را در محدودهای بین نوزادی الی پنج سالگی خلاصه میکنند. حق هم دارند. تمام آن شیرین زبانیها، تمام آن ادا اطوار، تمام آن خنگ بازیها و همه و همه آن تنها در چنین سنینی رخ میدهد. بیخود و بیجهت هر عملی از آنها سر میزند، باعث بیخوابیهای شبانه […]
موقع صبحانه، در ایستگاه اتوبوس، پشت میزت، موقع بالا پایین کردن خیابانهای شهرت و حتی هنگام خواب، گوشی یا لپتاپ به دست در اینترنت گشت میزنی. کسبوکارت را نظاره میکنی، مطلبی میخوانی، اینستاگرام و توییترت را بهروز میکنی، با دوستانات اختلاط میکنی و زندگی مجازیات را همپای زندگی واقعیات پیش میبری. در پی اتفاقی، بیاطلاع […]
عقابی بالای کوهی سه تخم گذاشته بود. روزی از روزها یکی از این تخمها به دلیل طوفان شدیدی که وجود داشت از لانه عقاب خارج شده و به سمت دامنه کوه قِل میخورد. این قِل خوردن ادامه مییابد تا این تخم به مزرعهای وارد شده و پیش پای مرغ فربهای متوقف میشود. مرغ سری میچرخاند […]