عجول بودن یکی از صفات انکار ناپذیر آدمی است، صفتی که گاهی ضررهای بزرگی به زندگی شخص وارد میکند. دست خودمان نیست، عجولیم، دوس داریم هر چه سریعتر از همه چیز با خبر شویم، دوس داریم پیش قدم اتفاقهای پیش رو باشیم. سریال نگاه کردنمان را ببینید، طاقت نداریم برای قسمتهای بعدی یک سریال صبر کنیم، یا به دنبال تهیه قسمتهای بعدی آن سریال هستیم تا بی وقفه تمامشان کنیم یا با پرس و جو از اتفاقهای آینده آن با خبر میشویم تا شاید کمی از دغدغه و استرسمان کم شود.
یک سریال بیست و پنج قسمتی را در نظر بگیرید، سریالی که در روزهای دوشنبه هر هفته عرضه خواهد شد. مدیران، نویسندگان و تهیه کنندگانی که سعی دارند به واسطه این سریال شما را به مدت صد و هفتاد و پنج روز سرگرم کنند، سریالی که تمام لذت آن به قسمت قسمت بودن آن است، هیجان و صبری که باید از لحظه پایان یک قسمت تا شروع قسمت بعدی آن تحمل کنیم ولی گاهی بیاختیار موجب ویرانی این شور و حس میشویم.
وقتی از آینده داستانی با خبر میشویم میل و رمق سابق برای دیدن ادامه آن را از دست میدهیم. وقتی تمام قسمتهای یک سریال را تهیه میکنیم و آن ها را به صورت متوالی نگاه میکنیم لذتهای طولانی مدت آن سریال را در کمتر از چند روز تمام میکنیم. مشکل ما آدمها تنها نحوه سریال دیدنمان نیست، سبک زندگیمان نیز بر همین روال است. دوست داریم از ماتحت هر چیزی به سریعترین حالت ممکن مطلع شویم و اینگونه به روابط خود در طول زندگی، شکست های جبران ناپذیری را تحمیل میکنیم.
اگر شخصی وارد زندگیمان میشود اجازه دهیم آن شخص قدم به قدم مسیرش را طی کند نه آنکه دستش را بگیریم و دوان دوان تمام مسیر را به قصد دیدن رخدادهای بعدی طی کنیم. آدمها و روابط مثل یک فیلم نخواهند بود تا بتوانیم هزاران بار آنها را تماشا کنیم. هنگامی که روابط را یک بار تمام می کنیم دیگر تمام میشوند و نخواهند بود. هیچگاه در آن لحظات متوجه اشتباهی که در آینده نمایان خواهد شد نمیشویم پس سعی کنیم هیجانات درونیمان را کنترل کنیم و به قسمت قسمت جلو رفتن این چنین سریالهایی کمک کنیم.
شیوه فیلم و سریال دیدن تو چگونه است؟