اگر اولِ بسم الله بگویم کمالگرا بودن باعث کاهشِ عزت و اعتماد به نفس میشود، شاید کمی غیر منطقی به نظر بیاید! شاید عدهای بگویند خودت میگویی کمال گرا، کسی که گرایشهایش به سمت کامل بودن است، پس چگونه به جای آنکه مکمل نفس آدمی باشد بر خلافش عمل میکند؟
داستان ما دقیقاً از کجا شروع میشود؟ از آنجایی که شخصِ کمال گرا، همیشه کمال را ترجیح میدهد و از محیطهای متناقض دوری میکند. این شخص همیشه همه چیز را به بهترین شکل ممکن میخواهد، اگر پول بخواهد زیاد از حد میخواهد، زیبایی بخواهد زیاد از حد میخواهد، کاری را شروع کند تا با موفقیت به پایان نرساند از آن دست نمیکشد. میوه بخواهد بهترین و سالمترین نوعش را طلب میکند، سر میزِ شام بهترین غذا را میخواهد، در تیپ و قیافه بهترینها را میخواهد و در هزاران مورد دیگر بهترین حالتِ ممکن را تقاضا میکند.
تا به اینجا همه چیز عادی و منطقی پیش رفت و مشکل خاصی در صفت کمالگرایی مشاهده نکردیم ولی مشکل از جایی شروع میشود که این شخص نمیتواند با ناقص بودن چیزی کنار بیاید، چه در خودش چه در دیگران. برای بیرون رفتن از خانه تواناییِ حاضر شدن در کوتاهترین زمان ممکن را ندارد، باید تک به تک زوایای همه چیز را بررسی کند تا مطمئن شود عیب و ایرادی در ظاهرش وجود ندارد. در خیابان نیز تمامِ مدت استرس دارد، مبادا چیزی به لباسهایم چسبیده باشد، مبادا حالتِ موهایم بهم ریخته باشد و تفکرات پوچ دیگری که مدام در ذهنش مرور میکند. اگر در جمعی حضور یابد در حدِ امکان سخنی نمیگوید، ترس از سخن گفتن و مورد تمسخر قرار گرفتن توسط دیگران دهانش را میدوزد. سرعتِ اتمامِ کارهایش بسیار پایین است، زیرا اگر در انتهای مسیر هم باشد فکرِ کامل نبودن و وجودِ عیب و ایرادهای فراوان به دلیل وسواس بودن بیش از حد باعث بروز چنین تاخیرهایی میشود. کمتر شخصی را پیدا میکنید که مورد تایید این افراد باشند.
هیچ چیز در این دنیا به تنهایی کامل نیست، برترین اشخاص نیز دچار نقصهای چشم گیر و پنهانی هستند. اعتماد به نفس و خودباوری هر شخص باید بر اساس داشتههایش شکل بگیرد. زمانی که من خودم را در هیچ زمینهای فردِ کاملی نمیدانم قطعاً از شخصِ خودم رضایت نخواهم داشت و این عدمِ رضایت مانع شکلگیری درست خودباوری و رشدِ فکری میشود. پس اگر کمالگرایی از حد گذر کند میتواند نوعی تخریب شخصیتی در پی داشته باشد. آیا تو هم فرد کمال گرایی هستی؟ آیا این گرایش را تحت اختیارت داری؟