یک جعبه پیتزا را در نظر بگیر، چه پیتزایی را بیشتر دوس داری؟ پپرونی؟ سبزیجات؟ زبان؟ اصلاً یک همبرگر را در نظر بگیر یا هر غذای دیگری که دوس داری. بگذار جلویت و تمامش را بخور، اگر صد نفر هم در مقابلت بودن توجهای نکن و به تنهایی آن را بخور. آرام آرام با آرامش، برش به برش، گاز به گاز تمامش را بخور، لذتِ خاصی دارد، درست میگویم؟ بسیار لذیذ و خوشمزه. پیتزایت تمام شد؟ طعمش را دوست داشتی؟ به اندازه کافی لذت داشت؟ قطعاً حس خوبی نصیبت شده است و این امری کاملاً طبیعی است.
آدمی هرگز نمیخواهد این حس و لذت تمام شود ولی یک ساعت، دو ساعت، یک شب؟ یک روز؟ چقدر این حس دوام میآورد؟ در نهایت از بین میرود. حالا به عقب باز گردیم، یک جعبه پیتزا را در نظر بگیر، هفت نفر در مقابلت حضور دارند، میخواهم یک کارِ سخت انجام دهی! به هر نفر یک برش پیتزا بده، این عمل زیاد جالب نیست، چون تنها یک برش به خودت میرسد. خوب میدانم این عمل هیچ لذتی در بر نداشت، نه تنها خوردنِ یک برش پیتزا دقیقهای بیشتر طول نکشید بلکه کمکی هم به رفع گرسنگی نکرد، تنها فرقش با پیتزا قبلی در مدت زمانِ خوردن آن بود، ده الی بیست دقیقه برای خوردن هشت برش پیتزا.
ولی فرقِ اصلیِ آن چیز دیگری است، تو یک پیتزا را بین هشت نفر تقسیم کردهای، عملی که شاید سال به سال آن را انجام ندهی شاید هم تا به حال اصلاٌ انجام نداده باشی. اثرِ عملی که تو انجام دادهای بی شک برای یک ساعت، دو ساعت، یک شب، یک هفته بلکه سالیانه سال باقی خواهد ماند. هر هشت نفر آن لحظات را برای مدتها به خاطر خواهند سپرد و لذتی که نصیب تو شد قطعاً از خوردنِ هر پیتزایی بالاتر بود.
پیتزا یا هر نوع غذایی دیگر در اینجا صرفاً یک مثال بود، اصلِ گفتگویِ ما تجربه لذتِ به اشتراک گذاری داشتههایِمان بود. صرفاً برای یک بار هم که شده امتحان کن، ببین اگر چیزی را به تنهایی استفاده کنی لذت بیشتری در بر دارد یا زمانی که آن را با دیگران به اشتراک میگذاری؟ شاید از آن زمان به بعد دیگر نتوانی به تنهایی از چیزی لذت ببری.