چگونه باید خاص بودنم را به دیگران شرح دهم؟ چگونه ثابت کنم با دیگران متفاوت هستم؟
از تیپ و قیافه‌ام شروع می‌کنم، همیشه پوشش خاص و منحصر به فردی دارم، پیراهن، تی‌شرت، شلوار و کفش‌هایی به شدت کمیاب خریداری می‌کنم. برای مثال چند هفته قبل تی‌شرتی خریداری کردم که پوشیدنش قطعاً من را جذاب تر می‌کرد، اما نمی‌دانم چرا آن تی‌شرت را بر تن افراد بسیاری در خیابان‌ها دیدم، نمی‌دانم چرا سلیقه‌ام با دست‌فروش کنار خیابان یکسان بود!
این یک مورد به این شکل شد! جای نگرانی نیست، بنده در زمینه‌هایِ بسیاری خاص هستم. برای مثال سبک موسیقی‌هایی که گوش می‌دهم، سبک هایی که شک ندارم تنها من در این جهان از آن‌ها خوشم می‌آید و به این قضیه افتخار می‌کنم، امّا نمی‌دانم چرا راننده تاکسی آن روز آن آهنگ را گذاشته بود! نمی‌دانم چرا در خیابان گروهی از پسر بچه‌های سیگار به دست با بلندگو آهنگ‌های مورد پسندِ من را گوش می‌دادند! چرا از آهنگ‌های مورد علاقه من برای پس‌زمینه کلیپ‌های اینستاگرامی استفاده می کنند؟ از آهنگ هم بگذریم، قول می‌دهم هنوز آنقدر صفات خاص دارم تا من را از بقیه افراد جدا کند.

افکار و عقایدی دارم که مطمئن می‌شوم خدا من را جدا از سایرین آفریده است. ذهن و قدرت تفکر بنده صد مرتبه بهتر از دیگران عمل می‌کند، خصوصیاتی که بی‌شک می‌دانم هیچ نمونه دیگری از آن در این کهکشان وجود ندارد، اما نمی‌دانم چرا همسایه معتادمان پست‌هایی مشابه با عقاید من در اینستاگرامش قرار می‌دهد، نمی‌دانم چرا دست‌نوشته‌هایی هم راستا با خلقیات من در اینستاگرام پر است، گویا فردی خط به خط تمام افکار و اخلاقیاتم را در قالب پست بین مردم پخش کرده است. نمی‌دانم چرا افکار‌ و عقاید خاص و منحصر به فردم رایج شده است. هنوز مانده است، من هنوز هم به خاص بودنم یقین دارم! اجازه دهید کمی فکر کنم تا بگویم…

نمی‌دانم چرا هر چه پیش رفتم به جای آن‌که خاص‌تر باشم عام‌تر شدم، آن همه غرور و خود‌باوری حاصل از خاص بودنم چه شده است؟ من هم یکی همانند دیگران هستم؟ همان مغز و قلبِ یکسان؟ همان تفکرات و معنویات! کم و بیش اختلاف‌هایی وجود دارد ولی هیچ صفتی نتوانست در خاص بودن من سهیم شود.
از من که گذشت، اما تو را چی چیزی خاص می‌کند؟ چی چیزی عامت می‌کند؟ تو هم این حس خاص بودن را داری؟ آیا در واقعیت هم آدم خاصی هستی یا همانند من هر چه جلوتر می‌روی عام‌تر می‌شوی؟

دیدگاهتان را بنویسید