کینهای بودن یا نبودن؟
یکی از پستهایی که زیاد در اینستاگرام مشاهده کردم متن “کینهای نیستم، ولی آلزایمر هم ندارم” بوده است، جملهای که ظاهراٌ مثبت به نظر میرسد ولی در باطناش نوعی کینه درونی را نشان میدهد.
فرق بین فردی که کینه به دل میگیرد و فردی که کینه به دل نمیگیرد در چیست؟ یعنی یک نفر رسم و رسوم این دنیا را به خوبی آموخته است و مطابق با آن رفتار میکند و دیگری شخصی صاف و ساده است که هنوز راه و چاه زندگی را نیاموخته است؟
اول باید دید، چرا و چگونه از کسی کینه به دل میگیریم! از ابتدای بشریت تا به حال نشده است که هیچ خطایی از هیچ فردی سر نزند، از آدم و حوایش گرفته تا…
بازخورد دیگران از این نوع خطاها و اشتباهات چیست؟ خیلی از افراد در صورت مشاهده چنین رفتاری ناراحت میشوند و به دل میگیرند و پس از مدتی هم از دلشان پاک میکنند، ولی عده ای دیگر در کنار ناراحتی و دلگیری، کینهای از طرف در دلِشان ایجاد می کنند، کینهای که به راحتی قصد از بین بردن آن را نخواهند داشت.
افرادی که ناراحت شدند و بعد از مدتی بخشیدند، چیزی را از دست ندادند ولی سایر افراد سمی را به نام کینه در درونِشان پرورش دادند، سمی که روز به روز به حجمش اضافه میشود و هر روز فکر و ذهن را درگیر خودش میکند. سمی که در گوشهای از مغز شروع میشود و به آرامی کلِ زندگی و شب و روزت را سهم خودش میکند.
یک سوالِ جالب! تجسم کنید تعدادی کودک در کوچه در حالِ توپ بازی هستند، اگر از عمد یا غیر عمد توپِ این کودکان به پنجره منزل شما برخورد کند و از قضا شیشه پنجره بشکند، شما این شیشه را طی چند روز عوض میکنید یا سالیانهِ سال این شیشه را شکسته نگه میدارید و از یک پنجره ناقص استفاده میکنید؟ خوب، در این داستان چه کسی ضرر کرد؟ شخصی که شیشه را شکست یا شخصی که شیشه را تعویض نکرد؟
گاهی خیلی سخت است بخواهیم از کاری که روزی کسی در حق ما کرده است چشم پوشی کنیم و سخت تر از آن به یاد داشتن و به یاد آوردنِ هر روز و هر روز عملِ آن شخص است. با به کار بردنِ جملاتی شامل حقش است، لیاقت بخشش را ندارد، ازش کینهای شتری به دل دارم و باید تاوان پس بدهد قبول کنید فقط به خودتان صدمه میزنید نه به آن شخصی که مد نظر دارید. به یاد داشته باشید پاک کردن کینه از دل به معنای بخشش طرف مقابل نیست، بلکه پاک کردن کینه به معنای آزاد سازی فکر، ذهن، روح و روان تان از یک شی پوچ و جاگیر است.
یاد بگیریم، کینهای نباشیم.