زالو موجودی است که به واسطه وفادار بودن و علاقه خاصش به چشم و ابرو یک شخص به او میچسبد. ولی آیا این میزان علاقه و نزدیکی صرفاً در باب همین مسئله صورت میگیرد؟ یک زالو درست تا زمانی که خونی در رگ یک فرد جاریست به او میچسبد، به محض آنکه میزان خون مورد نیازش را دریافت کرد از بدن آن شخص جدا میشود. متاسفانه این جانور هیچ گونه وفا و انسانیتی به ارث نبرده است و طبق غریزه دیگران را تنها به شکل چند رگ خونیِ در حالِ حرکت میبیند.
زالو به دلیل شهرت و خواص مفیدش به نوعی صفت در جوهر افراد تبدیل شده است، زالوصفت. حال یک انسان زالوصفت چه خصوصیاتی دارد؟ این فرد کاملاً مطابق با اصول و رفتار یک زالو عمل میکند و خون میمکد. البته اگر کمی انصاف به خرج دهیم از زالو در مباحث درمانی بسیاری بهره میبرند ولی یک فرد زالوصفت هیچ منفعتی به جز رفع نیاز به جا نمیگذارد. اینگونه افراد به فور در زندگی روزمره یافت میشوند، افرادی که قدرت بالایی در شناسایی منافع در هر شخص دارند و به بهانههای مختلف وارد زندگی افراد میشوند تا از رگهای آنها تغذیه کنند. آنقدر میمکند تا نیازشان برطرف شود.
اگر کمی با دقت بیشتر به افراد موجود در زندگی خود نگاه کنید قطعاً به حضور زالوصفتهای فراوانی پی میبرید.