در این مطلب قصد دارم به اتفاق هم یک مجسمه زیبا از گچ بسازیم. نمیدانم چه مقدار نسبت به مجسمهسازی اطلاعات دارید اگر مثل بنده هیچ گونه اطلاعاتی در این زمینه ندارید اصلاً جای نگرانی نیست، خیلی ساده و روان تمام موارد را توضیح خواهم داد. بسیار خوب، برای شروع باید مقداری پودر گچ و سیلیکا تهیه کنید، با توجه به ابعاد مجسمه مورد نظرمان این دو ماده را با هم ترکیب میکنیم. مقداری از هر کدام را داخل یک ظرف ریخته و با آب ولرم به آرامی مخلوط میکنیم. حواستان باشد موقع کار حتماً از دستکش و ماسک استفاده نمایید تا حادثهای پیش نیاید. برای ترکیب مواد حتماً از ابزار مخصوص استفاده کنید زیرا این مواد به راحتی به پوستتان آسیب میرسانند. پودر گچ، سیلیکا و آب را در حدی ترکیب کنید تا آبی باقی نماند، سعی کنید تودههای موجود در مخلوط گچ را از بین ببرید تا یک ترکیب یکنواخت حاصل شود همچنین از ایجاد حباب های هوا درون گچ جلوگیری کنید. هر وقت مطمئن شدیم مخلوطمان آماده است میتوانیم فعالیتمان را شروع کنیم.
قصد داریم مجسمهای کاملاً متفاوت خلق کنیم پس لازم است از قوه تخیل و احساستان نهایت استفاده را ببرید. میخواهیم یک آدم بسازیم، یک آدم واقعی، یک آدمی که روح داشته باشد، احساس داشته باشد یک آدم همانند خودمان، تصور کن قصد ساخت خودت را داری. مخلوط رو با دست بردار و به آرامی شروع کن به ساخت خودت، فعلاً از هیچ ابزاری استفاده نمیکنیم و تنها با دست کار میکنیم. کمی زمان میبرد تا شکل اولیه این آدم ایجاد شود. خوب چطور شده است؟ زیبا شده است؟ به نظر بنده که شکل جالبی ندارد، حجم و حالت نا مناسبی به خودش گرفته است، جزئیات و ظرافتی به چشم نمیخورد! البته از دست انتظار بیشتری نمیرود.
تا به اینجا از هیچ ابزاری استفاده نکردهایم، نه تراشی دادهایم و نه کوچکترین کندهکاری، تنها حالت دادن های نرم و لطیف. اگر این شی را یک شی جان دار در نظر بگیریم هیچ گونه آسیب و دردی تا به حال به آن وارد نشده است در کنارش نیز هیچ گونه زیبایی نصیبش نشده است. میخواهیم از ابزارهای مخصوص مجمسهسازی استفاده کنیم که شامل سوهان، کاردک، قلم، چکش، چاقوهای مخصوص گچ کاری و چند ابزار دیگر می شود. لازم است بگویم مهم ترین بخش ممکن را پیش رو داریم بخش کندهکاری، تراشکاری و در نهایت ظرافتکاری. مواردی که هر کدام دردها و آسیبهای بسیاری را برای این موجود زنده به وجود میآورد پس اگر توان انجام دادن آن را نداری این آموزش را همینجا رهایش کن. با کاردک بخشهای بزرگی از مجسمه را تراش میدهیم تا حالتی بهتر حاصل شود، با قلم و چکش مقداری کندهکاری بر روی مجسمه انجام میدهیم. باید شکل سر، دستها، پاها و شکم را در بیاوریم. خوب تا به اینجا کار چگونه پیش رفت؟ تا به اینجا چه مقدار گچ از پیکر این موجود کنده شد؟ چه میزان درد کشید؟ جواب سوال مهم نیست، به کارمان ادامه میدهیم. باید تمام خطوط موهای سر، ظرافت انگشتها، پوست، چشم، دماغ، لب، گونه و تمام اعضای بدن را یک به یک در بیاوریم.
از اینجا به بعد تکمیل مجسمهمان به سلیقه و میزان زمانی که صرف آن میکنیم بستگی دارد و قطعاً هر چه بیشتر برای ظرافت کاریها وقت و دقت صرف کنی مجسمه زیباتری نصیبت میشود. خواهشاً حواست باشد، هر تراشی که به پیکر این مجسمه میدهی باعث ایجاد یک درد میشود، شاید تو قصد زیبا کردن آن را داشته باشی ولی این مجسمه تنها درد و آسیب نصیبش میشود. مجسمهای که دست به ساخت آن زدی، خود واقعیت است. آن شکل اولیه که با دست ایجاد کردهای نمونه خامت بود، نمونهای نامناسب، نمونهای که هیچ تجربهای نداشت، هیچ قدمی در زندگی بر نداشته بود و طبیعتاً هیچ دردی را نیز تحمل نکرده بود. کم کم کندهکاری را شروع کردی، هر ضربه یک درد بود، هر چکش، هر سوهان، هر تراش، تک تکشان درد بود، آسیبی بهت میرسید، درد می کشیدی ولی زیباترت میکرد. از درون چیزی احساس نمیکردی ولی کاملتر میشدی. یک مجسمه نیز دقیقاً چنین حکمی دارد، مردم بیشتر جذب مجسمههای پرظرافت میشوند. تمام این مطالب را گفتم تا بدانی اگر در مسیر زندگیت درد کشیدی، آسیب دیدی و هر روز زندگی شاهد رخدادهای سخت فراوانی بودی هرگز نگران نباشی زیرا کائنات دست به قلم و چکش شده است تا از تو بهترین را بسازد، پس سینهات را سپر کن، بگذار هر چقدر میخواهد بزند. قطعاً هر ضربه…
دیدگاه تو نسبت به درد و رنجهای تحمیل شده در زندگیت چیست؟ آیا به قضیه مجسمهسازی مربوط میشود یا داستان متفاوتی داری؟